يه درخت خشك و بي بر ميون كوير داغ تو ي ته مونده ذهنش نقش پر رنگ يه باغ شاخه سبز خيالش سر به آسمون كشيد بر و دوشش همه پر شد ز اقاقي سفيد زير سايه خيالي كم كمك چشماشو بست ديد دو تا كفتر چاهي روي شاخه هاش نشست .
اولي گفت : اگه بارون باز بباره تو كوير ديگه اما سر رسيده عمر اين درخت پير
دومي گفت : كه قديما يادمه كوير نبود ، جنگل و پرنده بود و گذر ذلال رود .
گفتنو و از جا پريدن با يه دنيا خاطره اون درخت اما هنوزم تو كوير باوره .
Comment by faraz&forod — November 10, 2007 @ 1:39 pm
کلاغ می گرید قار قار و
کبوتر تکه پاره های بچه هاش را می گیرد به منقار و
من می بینم مرگ
که نفرین چشمان ماهی است
به گربه ی گرسنه ی کنار حوضچه.
ممنون که سر زدی
موفق باشی
سلام خوبي؟
سلام خوبم!
چه خبرا؟
سلامتي
كار
گرفتاري
Comment by roze — November 10, 2007 @ 11:10 am
خيلي دوستت دارم.
تو؟ عجيبه!
چي عجيبه ؟ يعني تو به من اعتماد نداري؟
چرا ولي نميدونم.
تو بايد من رو قبول كني.
خب…
Comment by سام — November 10, 2007 @ 11:54 am
يه درخت خشك و بي بر ميون كوير داغ تو ي ته مونده ذهنش نقش پر رنگ يه باغ شاخه سبز خيالش سر به آسمون كشيد بر و دوشش همه پر شد ز اقاقي سفيد زير سايه خيالي كم كمك چشماشو بست ديد دو تا كفتر چاهي روي شاخه هاش نشست .
اولي گفت : اگه بارون باز بباره تو كوير ديگه اما سر رسيده عمر اين درخت پير
دومي گفت : كه قديما يادمه كوير نبود ، جنگل و پرنده بود و گذر ذلال رود .
گفتنو و از جا پريدن با يه دنيا خاطره اون درخت اما هنوزم تو كوير باوره .
Comment by faraz&forod — November 10, 2007 @ 1:39 pm
…………………………………!
Comment by meisam — November 11, 2007 @ 10:36 am
جاي نقطه چينها شما بنويسيد من نمي تونم.
چي ما بنويسيم!
آره، ميتوني؟
خب، سعي مي كنم.
پس بنويس.
ديدي نوشتم.
Comment by ساناز — November 11, 2007 @ 10:50 am
يه پيشنهاد
در يك نظر سنجي بهترين كسي كه نقطه چين ها را پركرده انتخاب كنيد
جايزش هم يك عدد خودروي سمند
و يا يك صندوقچه پر از طلا بذاريد
Comment by roze — November 11, 2007 @ 10:52 am
سلام از پيامت ممنون
نه بسته ام به كس دل نه بسته كس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
Comment by امين — November 11, 2007 @ 10:57 am
کلاغ می گرید قار قار و
کبوتر تکه پاره های بچه هاش را می گیرد به منقار و
من می بینم مرگ
که نفرین چشمان ماهی است
به گربه ی گرسنه ی کنار حوضچه.
ممنون که سر زدی
موفق باشی
Comment by mona — November 11, 2007 @ 1:03 pm
ز بیخودی طلب یار می کند حافظ
چو مفلسی که طلبکار گنج غارون است
Comment by امين — November 12, 2007 @ 3:33 pm