DNA

… جایِ نقطه چین ها ، شما بنویسید ، من نمیتوانم … | Nov 10th 2007

—    :     …     …….    …………  .

—    :      ….    ……..    ..    ………..    ….   …   !

—    :     ……..    ……    ….    …….   ?

—    :      ……  .

—    :      …  .

—    :      …  .

 

9 Comments »

  1. سلام خوبي؟
    سلام خوبم!
    چه خبرا؟
    سلامتي
    كار
    گرفتاري

    Comment by roze — November 10, 2007 @ 11:10 am

  2. خيلي دوستت دارم.
    تو؟ عجيبه!
    چي عجيبه ؟ يعني تو به من اعتماد نداري؟
    چرا ولي نميدونم.
    تو بايد من رو قبول كني.
    خب…

    Comment by سام — November 10, 2007 @ 11:54 am

  3. يه درخت خشك و بي بر ميون كوير داغ تو ي ته مونده ذهنش نقش پر رنگ يه باغ شاخه سبز خيالش سر به آسمون كشيد بر و دوشش همه پر شد ز اقاقي سفيد زير سايه خيالي كم كمك چشماشو بست ديد دو تا كفتر چاهي روي شاخه هاش نشست .
    اولي گفت : اگه بارون باز بباره تو كوير ديگه اما سر رسيده عمر اين درخت پير
    دومي گفت : كه قديما يادمه كوير نبود ، جنگل و پرنده بود و گذر ذلال رود .
    گفتنو و از جا پريدن با يه دنيا خاطره اون درخت اما هنوزم تو كوير باوره .

    Comment by faraz&forod — November 10, 2007 @ 1:39 pm

  4. …………………………………!

    Comment by meisam — November 11, 2007 @ 10:36 am

  5. جاي نقطه چينها شما بنويسيد من نمي تونم.
    چي ما بنويسيم!
    آره، ميتوني؟
    خب، سعي مي كنم.
    پس بنويس.
    ديدي نوشتم.

    Comment by ساناز — November 11, 2007 @ 10:50 am

  6. يه پيشنهاد
    در يك نظر سنجي بهترين كسي كه نقطه چين ها را پركرده انتخاب كنيد
    جايزش هم يك عدد خودروي سمند
    و يا يك صندوقچه پر از طلا بذاريد

    Comment by roze — November 11, 2007 @ 10:52 am

  7. سلام از پيامت ممنون
    نه بسته ام به كس دل نه بسته كس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

    Comment by امين — November 11, 2007 @ 10:57 am

  8. کلاغ می گرید قار قار و
    کبوتر تکه پاره های بچه هاش را می گیرد به منقار و
    من می بینم مرگ
    که نفرین چشمان ماهی است
    به گربه ی گرسنه ی کنار حوضچه.
    ممنون که سر زدی
    موفق باشی

    Comment by mona — November 11, 2007 @ 1:03 pm

  9. ز بیخودی طلب یار می کند حافظ

    چو مفلسی که طلبکار گنج غارون است

    Comment by امين — November 12, 2007 @ 3:33 pm


Say something?Comments RSS TrackBack URI