DNA

لذتِ داغیِ سرما | Nov 17th 2007

سِر شده  انگشتهام ، دوست دارم

یخ زده گونه هام ، دوست دارم

میلرزم ، دوست دارم

لذتِ داغیِ ، حتّی لحظه ایِ میانِ اینهمه سرما ، در فنجانِ نسکافه ای با تو ،

دلیلِ دوست داشتنِ اینهمه سرماست ….

 


Posted in Uncategorized

8 Comments »

  1. بعضي ها اول شدن يوهووووووووووووووووووووووووووووو

    Comment by بعضي ها — November 17, 2007 @ 1:25 pm

  2. مي بينم كه بعضي ها با حرفاشو تصميم دارن بعضي ها رو بترسونن
    بعضي ها رو خيالي نيست

    Comment by بعضي ها — November 17, 2007 @ 1:42 pm

  3. در ضمن بعضي ها كلي كتاب چاپ كرده دارن
    كه فقط يكشو معرفي كردن
    بعضي ها مايلن مابقي كتابهاي شما رو بخونن

    Comment by بعضي ها — November 17, 2007 @ 1:44 pm

  4. سرما رو دوست دارم چون باعث ميشه با بخاطر آوردن سرماي نگاهت يادت بيفتم
    “نويسنده “

    Comment by ساناز — November 17, 2007 @ 3:15 pm

  5. والله تو پست قبلی که با انتخاب بهترین کامنت خودت، دست ما رو بستی دیگه نشد جواب بدیم!!
    ولی تو این پست: خب سرما خوبه به شرط اینکه صبح که زیر لحاف خوابیدی ساعت زنگ نزنه و مجبورت کنه بلند شی بری سر کار

    Comment by رقیب سرسخت — November 17, 2007 @ 4:26 pm

  6. من متوجه نشدم شما که انگشتاتون سر شده بوده چطور این متن رو تایپ کردید

    Comment by یک خواننده وبلاگ — November 17, 2007 @ 4:28 pm

  7. گرم کردن گونه هات رو بسپر به لبهای من

    Comment by ف.ل (پویا) — November 17, 2007 @ 4:33 pm

  8. بهترين كامنت : (ف.ل. پوری)
    گرم کردن گونه هات رو بسپر به لبهای من

    Comment by علي صالحي — November 17, 2007 @ 8:22 pm


Say something?Comments RSS TrackBack URI