DNA

Review and reapeat your past sometimes | Nov 21st 2007

 Carry me !  like a fire in your heart

 (Chris De Burg)
 

Posted in Uncategorized

5 Comments »

  1. با سپاس از اونايي كه نگران آمپر بنزين ماشين من بودن، بهترين نظر براي نوشته قبلي
    بعضي ها

    سیگار روشنت را
    در جنگل خشک و آشفته‌ی من انداختی
    بعد
    پرسیدی
    “مزاحمتان که نشدم؟”
    خندیدم
    “نه! اصلا”

    Comment by alisalehi — November 21, 2007 @ 10:07 pm

  2. به من هم یاد بده.
    من سالهاست از گذشته ام چیزی به یاد نمیارم…
    یعنی هر سال که میگذره شاید هم هر روز پرونده رو میبندم میذارم کنار…

    Comment by rainy — November 22, 2007 @ 5:32 pm

  3. man ham az chatr soroodam. Montazeretam

    Comment by رضا — November 23, 2007 @ 11:21 am

  4. سلام
    من آمدم ;)

    Comment by roze — November 24, 2007 @ 8:06 am

  5. خوش اومدی قربونت برم…
    همچین میگه انگار باید از راه دور میاد…
    تو که همین بغلی!!

    Comment by تیستو سبز انگشتی — November 24, 2007 @ 1:14 pm


Say something?Comments RSS TrackBack URI