DNA

دیر میشوم ، دیر میشوی ، دیر میشود | Nov 26th 2007

کسی فریادش می زند … همان که آرزویش بوده … به نام کوچکش

او ، زیر آب ، نفس کم می آورد …

 


13 Comments »

  1. بهترین نظر برای نوشته قبلی
    ریرا
    ميداني همه آنقدر به هم اعتماد داريم كه همه جليقه ضد گلوله به تن داري نديديشان ؟زير اون كروات پشت آن مانتو توي آن سبد سبزي حتما ….ساده فكر ميكنيم آسمان آبي هم توهم شده !

    Comment by alisalehi — November 26, 2007 @ 1:04 pm

  2. فرياد نزن اي عاشق ،
    من صدايت را درون قلب خود مي شنوم
    ..
    شاد و پيروز باشي

    Comment by ستايش — November 26, 2007 @ 1:53 pm

  3. تمام وبلاگ رو خوندم
    كلمه به كلمه
    شما كجاييد؟
    چيكار ميكنيد؟

    فقط ميدونم كه يه روح بزرگ داره هدر ميره
    شما حيفين
    حيف كه كسي نميشناسدتون
    حيف كه نظرات هر نوشته شما خيلي كمه
    تمام كلمه ها و حسو فكر پشت اونا رو بايد بوسيد و پرستيد
    با من تماس بگيريد

    Comment by مهرداد — November 26, 2007 @ 9:58 pm

  4. با نام کوچکش…

    Comment by کتایون آموزگار — November 27, 2007 @ 11:31 am

  5. خب مگه مجبوره زير آب فرياد بزنه

    Comment by roze — November 27, 2007 @ 11:42 am

  6. چه قشنگ
    از وبلاگ كتايون آموزگار ميام
    كامنتتون در مورد زه زه منو كشوند
    دوسش داشتم زه زه رو
    اينجارو هم دوست داشتني يافتم
    :)

    Comment by فريبا — November 27, 2007 @ 12:48 pm

  7. shayed keh ba hame in dir shodanha pir mishavim.amma zir ab nafas kam avordan cheghadar bad ast.cheezi beh marg namande pas

    Comment by navid — November 27, 2007 @ 12:54 pm

  8. دير شد دير شد ديگر ز دست رفت ديگر فرو رفت

    Comment by faraz&forod — November 27, 2007 @ 1:58 pm

  9. دیر می شویم
    دیر می شوید
    دیر می شوند!

    Comment by پری — November 27, 2007 @ 4:18 pm

  10. نفس نمیتونم بکشم
    بعد از فریادی که تمام حنجره ام رو پر کرد.
    و من …

    Comment by رضا — November 27, 2007 @ 6:28 pm

  11. khandani bud!

    Comment by UNIQUE — November 28, 2007 @ 6:00 am

  12. افسووووووووووووووس

    Comment by مجید — November 28, 2007 @ 8:15 am

  13. هزاران بار دیر شده است و هنوز یادت پیر نشده است. در کجا؟ تو خود میدانی.

    باز هم دیر شد، چنان که زمان از دیر شدن سیر شد

    Comment by ستیغ — October 9, 2009 @ 9:51 pm


Say something?Comments RSS TrackBack URI