DNA

تو بگو چندمین ؟ … تو بگو … | Dec 01st 2007

به چندمین بندِ نگاهت ببندم قلبِ مغلوبم را

از کدام تارِ گیسوانت بیاویزمَم ؟

بگو … تو بگو …

من هیچگاه نخواسته ام ، آنقدر که الفبا و کلمه آموخته ام ، شمردن یاد بگیرم …

تو بگو … چندمین ؟ … چندمین ؟ … بگو …


Posted in Uncategorized

10 Comments »

  1. بهترین نظر برای نوشته قبلی
    دیر میشویم
    دیر میشوید
    دیر میشوند
    پری

    http://www.parinameh.blogfa.com

    Comment by alisalehi — December 1, 2007 @ 7:31 am

  2. من هيچ گاه نخواسته ام
    شمردن ياد بگيرم.

    دو نبداول شعر، من رو ياد يكي از شعر هاي خودم انداخت

    Comment by ماهور — December 1, 2007 @ 8:43 am

  3. به هفتمين بند نگاهم
    به هفتمين تار گيسويم
    به هفتمين حرف الفبا
    به هفتمين

    Comment by faraz&forod — December 1, 2007 @ 9:59 am

  4. من هیچگاه نخواسته ام ، آنقدر که الفبا و کلمه آموخته ام ، شمردن یاد بگیرم …

    تو نخواستی یاد بگیری، من نتوانسته ام…
    ببند تو فقط ببند و محکم گره بزن که از هم نریزه،
    با این کارت قلب مغلوب تو،
    عقل من رو مغلوب میکنه!

    Comment by رضا — December 1, 2007 @ 10:42 am

  5. salam.engar moamast.khob taghsire khodet bode shomordan yad nagerefti.hal az ma entezar dari?

    Comment by navid — December 1, 2007 @ 12:09 pm

  6. به پانزدهمين
    از هفت آسمون
    و هفت دريا
    و يك دنيا

    Comment by ستايش — December 1, 2007 @ 3:42 pm

  7. به هيچ من
    من نه مي بينم
    و نه مويي به سر دارم

    Comment by بعضي ها — December 1, 2007 @ 4:02 pm

  8. از اینکه کلبه محقر من را به قدومتان زینت دادید متشکرم! اوه خیلی ادبی شد بابا با مرام! این بهتره دمت گرم بازم بیا پلیز

    Comment by گرمالت — December 1, 2007 @ 10:36 pm

  9. من چه بگویم؟؟
    چه بگویم که دگر نیست وجودم نیست
    چه بگویم وقتی که تو ندانی چیست داغ وجود چیست
    دگر من طاقت بودن بدون خود را ندارم
    چون که خود اینجا و وجودم جای دیگریست

    Comment by vahid — December 4, 2007 @ 1:57 pm

  10. این برای من هم همیشه سوال بوده!

    Comment by مجید — December 6, 2007 @ 1:46 am


Say something?Comments RSS TrackBack URI