به چندمین بندِ نگاهت ببندم قلبِ مغلوبم را
از کدام تارِ گیسوانت بیاویزمَم ؟
بگو … تو بگو …
من هیچگاه نخواسته ام ، آنقدر که الفبا و کلمه آموخته ام ، شمردن یاد بگیرم …
تو بگو … چندمین ؟ … چندمین ؟ … بگو …
بهترین نظر برای نوشته قبلی دیر میشویم دیر میشوید دیر میشوند پری
http://www.parinameh.blogfa.com
Comment by alisalehi — December 1, 2007 @ 7:31 am
من هيچ گاه نخواسته ام شمردن ياد بگيرم.
دو نبداول شعر، من رو ياد يكي از شعر هاي خودم انداخت
Comment by ماهور — December 1, 2007 @ 8:43 am
به هفتمين بند نگاهم به هفتمين تار گيسويم به هفتمين حرف الفبا به هفتمين
Comment by faraz&forod — December 1, 2007 @ 9:59 am
تو نخواستی یاد بگیری، من نتوانسته ام… ببند تو فقط ببند و محکم گره بزن که از هم نریزه، با این کارت قلب مغلوب تو، عقل من رو مغلوب میکنه!
Comment by رضا — December 1, 2007 @ 10:42 am
salam.engar moamast.khob taghsire khodet bode shomordan yad nagerefti.hal az ma entezar dari?
Comment by navid — December 1, 2007 @ 12:09 pm
به پانزدهمين از هفت آسمون و هفت دريا و يك دنيا
Comment by ستايش — December 1, 2007 @ 3:42 pm
به هيچ من من نه مي بينم و نه مويي به سر دارم
Comment by بعضي ها — December 1, 2007 @ 4:02 pm
از اینکه کلبه محقر من را به قدومتان زینت دادید متشکرم! اوه خیلی ادبی شد بابا با مرام! این بهتره دمت گرم بازم بیا پلیز
Comment by گرمالت — December 1, 2007 @ 10:36 pm
من چه بگویم؟؟ چه بگویم که دگر نیست وجودم نیست چه بگویم وقتی که تو ندانی چیست داغ وجود چیست دگر من طاقت بودن بدون خود را ندارم چون که خود اینجا و وجودم جای دیگریست
Comment by vahid — December 4, 2007 @ 1:57 pm
این برای من هم همیشه سوال بوده!
Comment by مجید — December 6, 2007 @ 1:46 am
Name
E-mail (will not be published)
Website
Comment
Notify me of follow-up comments via email.
About author
The author does not say much about himself
Search
Navigation
Categories:
Links:
Archives:
Feeds
بهترین نظر برای نوشته قبلی
دیر میشویم
دیر میشوید
دیر میشوند
پری
http://www.parinameh.blogfa.com
Comment by alisalehi — December 1, 2007 @ 7:31 am
من هيچ گاه نخواسته ام
شمردن ياد بگيرم.
دو نبداول شعر، من رو ياد يكي از شعر هاي خودم انداخت
Comment by ماهور — December 1, 2007 @ 8:43 am
به هفتمين بند نگاهم
به هفتمين تار گيسويم
به هفتمين حرف الفبا
به هفتمين
Comment by faraz&forod — December 1, 2007 @ 9:59 am
من هیچگاه نخواسته ام ، آنقدر که الفبا و کلمه آموخته ام ، شمردن یاد بگیرم …
تو نخواستی یاد بگیری، من نتوانسته ام…
ببند تو فقط ببند و محکم گره بزن که از هم نریزه،
با این کارت قلب مغلوب تو،
عقل من رو مغلوب میکنه!
Comment by رضا — December 1, 2007 @ 10:42 am
salam.engar moamast.khob taghsire khodet bode shomordan yad nagerefti.hal az ma entezar dari?
Comment by navid — December 1, 2007 @ 12:09 pm
به پانزدهمين
از هفت آسمون
و هفت دريا
و يك دنيا
Comment by ستايش — December 1, 2007 @ 3:42 pm
به هيچ من
من نه مي بينم
و نه مويي به سر دارم
Comment by بعضي ها — December 1, 2007 @ 4:02 pm
از اینکه کلبه محقر من را به قدومتان زینت دادید متشکرم! اوه خیلی ادبی شد بابا با مرام! این بهتره دمت گرم بازم بیا پلیز
Comment by گرمالت — December 1, 2007 @ 10:36 pm
من چه بگویم؟؟
چه بگویم که دگر نیست وجودم نیست
چه بگویم وقتی که تو ندانی چیست داغ وجود چیست
دگر من طاقت بودن بدون خود را ندارم
چون که خود اینجا و وجودم جای دیگریست
Comment by vahid — December 4, 2007 @ 1:57 pm
این برای من هم همیشه سوال بوده!
Comment by مجید — December 6, 2007 @ 1:46 am