what a dramatic paradox
when leopard calls his moon :
My Moon !
…
alas !
alas !
how Moon can be hunted by a poor leopard !?
how ?
how ?
Comment by Leo Albertini — December 2, 2007 @ 9:04 pm
اوووووووووووووووه! فارسی بگید ما هم سر دربیاریم!!
من همیشه پارادوکس رو با آپارتاید اشتباه میگیرم!!
این هم ناشی از اطلاعات بالای منه!;)
Comment by تیستو سبز انگشتی — December 3, 2007 @ 11:24 am
یه اتفاق عجیب…
کامنت رو گذاشتم، ثبت نشد، دوباره submit کردم،
وردپرس تهدیدم کرد، گفت تو که این کامنت رو قبلا گذاشتی! حالا کو کامنتم؟؟؟
Comment by تیستو سبز انگشتی — December 3, 2007 @ 11:26 am
این پستهای مربوط به ماه و پلنگ و…من رو یاد آلبوم ماه نقره ای کوروش یغمایی میندازه،
اگه از دوستان کسی آهنگ مربوطه رو داره ، لطفا من رو دریابد…
چون احساس نوستالژیک داره برام!
Comment by تیستو سبز انگشتی — December 3, 2007 @ 11:29 am
من چه بگویم؟؟
چه بگویم که دگر نیست وجودم نیست
چه بگویم وقتی که تو ندانی چیست داغ وجود چیست
دگر من طاقت بودن بدون خود را ندارم
چون که خود اینجا و وجودم جای دیگریست
بهترين نظر براي نوشته قبلي
…
…
…
Comment by alisalehi — December 2, 2007 @ 10:58 am
what a dramatic paradox
when leopard calls his moon :
My Moon !
…
alas !
alas !
how Moon can be hunted by a poor leopard !?
how ?
how ?
Comment by Leo Albertini — December 2, 2007 @ 9:04 pm
اوووووووووووووووه! فارسی بگید ما هم سر دربیاریم!!
من همیشه پارادوکس رو با آپارتاید اشتباه میگیرم!!
این هم ناشی از اطلاعات بالای منه!;)
Comment by تیستو سبز انگشتی — December 3, 2007 @ 11:24 am
یه اتفاق عجیب…
کامنت رو گذاشتم، ثبت نشد، دوباره submit کردم،
وردپرس تهدیدم کرد، گفت تو که این کامنت رو قبلا گذاشتی! حالا کو کامنتم؟؟؟
Comment by تیستو سبز انگشتی — December 3, 2007 @ 11:26 am
این پستهای مربوط به ماه و پلنگ و…من رو یاد آلبوم ماه نقره ای کوروش یغمایی میندازه،
اگه از دوستان کسی آهنگ مربوطه رو داره ، لطفا من رو دریابد…
چون احساس نوستالژیک داره برام!
Comment by تیستو سبز انگشتی — December 3, 2007 @ 11:29 am
مسابقه .. مسابقه .. مسابقه
Comment by بعضي ها — December 3, 2007 @ 11:32 am
ایمیلتون رو چک کنید
Comment by رضا — December 3, 2007 @ 9:50 pm
من چه بگویم؟؟
چه بگویم که دگر نیست وجودم نیست
چه بگویم وقتی که تو ندانی چیست داغ وجود چیست
دگر من طاقت بودن بدون خود را ندارم
چون که خود اینجا و وجودم جای دیگریست
Comment by vahid — December 4, 2007 @ 2:02 pm