<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: نمايش در سه پرده</title>
	<atom:link href="http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
	<description>با تنِت برهنگیم رو بپوشون</description>
	<lastBuildDate>Fri, 09 Oct 2009 18:58:42 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: ستیغ</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-440</link>
		<dc:creator>ستیغ</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 18:40:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-440</guid>
		<description>نمیدونم ولی فکرم اینه که گاهی ما به شریکمون چیزی رو میگیم و دوست داریم طرف مقابل هم از این حرف استفاده کنه و ما رو تقدیس کنه. این احساس خیلی آشناست. ولی من میگم آدمها مختلفند و بعضی ها خیلی راحت هر چیزی رو به زبون میارن و بعضی ها هم حرف زدن براشون مثل خوردن زهر حلائل میمونه. حالا کدومشون نباید این حرف رو میزدند بستگی به شرایط داره. اینکه یک شات محدود رو به مردم نشون بدیم و بگیم حالا برداشت کنین. انگار که یک پای فیل رو نشون بدیم و بگیم حالا برداشتتون رو بگین. شاید یک هندی این رو بپسنده که ستون رو همه جا ببینه. حتا در پای فیل.(شوخی) در هر حال یک جوری شدم. یک جوری میخوام بگم که نمیدونم چی بگم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمیدونم ولی فکرم اینه که گاهی ما به شریکمون چیزی رو میگیم و دوست داریم طرف مقابل هم از این حرف استفاده کنه و ما رو تقدیس کنه. این احساس خیلی آشناست. ولی من میگم آدمها مختلفند و بعضی ها خیلی راحت هر چیزی رو به زبون میارن و بعضی ها هم حرف زدن براشون مثل خوردن زهر حلائل میمونه. حالا کدومشون نباید این حرف رو میزدند بستگی به شرایط داره. اینکه یک شات محدود رو به مردم نشون بدیم و بگیم حالا برداشت کنین. انگار که یک پای فیل رو نشون بدیم و بگیم حالا برداشتتون رو بگین. شاید یک هندی این رو بپسنده که ستون رو همه جا ببینه. حتا در پای فیل.(شوخی) در هر حال یک جوری شدم. یک جوری میخوام بگم که نمیدونم چی بگم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رها</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-357</link>
		<dc:creator>رها</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Dec 2007 12:36:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-357</guid>
		<description>آری فرقی نمی کند. مرد زن را کشت یا زن مرد را
می میرند هردو هردو دور از هم با هم!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آری فرقی نمی کند. مرد زن را کشت یا زن مرد را<br />
می میرند هردو هردو دور از هم با هم!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مجید</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-306</link>
		<dc:creator>مجید</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Dec 2007 10:07:04 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-306</guid>
		<description>خدایا چرا انقر از ما مردا بد مینویسن؟! ای خدا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدایا چرا انقر از ما مردا بد مینویسن؟! ای خدا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: نیایش</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-299</link>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 14 Dec 2007 06:02:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-299</guid>
		<description>زن و مرد معمولی هستن که زندگی و عشق رو میسازن، چه اعتراف بکنند و چه اعتراف نکنند.
ولی گفتن دوستت دارم ها میتونه کمک کنه که یک عمر کشتنها کم بشه و کمتر از همیشه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زن و مرد معمولی هستن که زندگی و عشق رو میسازن، چه اعتراف بکنند و چه اعتراف نکنند.<br />
ولی گفتن دوستت دارم ها میتونه کمک کنه که یک عمر کشتنها کم بشه و کمتر از همیشه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مونا</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-298</link>
		<dc:creator>مونا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Dec 2007 20:45:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-298</guid>
		<description>گوش کن! صدایی می آید ...
هر دو اشک می ریزند در سکوت و چشمهاشان چه بلند فریاد می زنند...
روزگاری همین چشم ها پلی میان دل هاشان بود و اکنون هر دو تنهاییند...
مرد تنهاییش را بر سر زن خراب می کند و زن در تنهایی خودش را خراب می کنداما هرگز درد دوستت دارم را نمی فهمد که از این خرابی ها پیداست...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گوش کن! صدایی می آید &#8230;<br />
هر دو اشک می ریزند در سکوت و چشمهاشان چه بلند فریاد می زنند&#8230;<br />
روزگاری همین چشم ها پلی میان دل هاشان بود و اکنون هر دو تنهاییند&#8230;<br />
مرد تنهاییش را بر سر زن خراب می کند و زن در تنهایی خودش را خراب می کنداما هرگز درد دوستت دارم را نمی فهمد که از این خرابی ها پیداست&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ستايش</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-297</link>
		<dc:creator>ستايش</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Dec 2007 08:30:05 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-297</guid>
		<description>دیر ولی...

من نبودم کسی در خانه ات را کوبید
من نبودم کسی که به تو سلام داد
من نبودم
کسی که سالها عاشق تو بود......
و هر کجا که می رفتی دنبالت می کرد....

دروغ گفتم
من بودم!.
من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی.
با این حال
من بودم که عاشق تو بودم
هنوز هم عاشقت هستم
حالا این را با صدای بلند فریاد می زنم.......
و تو گریه می کنی و می گوئی
&quot;چرا این را زودتر نگفتی؟!&quot;..........</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دیر ولی&#8230;</p>
<p>من نبودم کسی در خانه ات را کوبید<br />
من نبودم کسی که به تو سلام داد<br />
من نبودم<br />
کسی که سالها عاشق تو بود&#8230;&#8230;<br />
و هر کجا که می رفتی دنبالت می کرد&#8230;.</p>
<p>دروغ گفتم<br />
من بودم!.<br />
من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی.<br />
با این حال<br />
من بودم که عاشق تو بودم<br />
هنوز هم عاشقت هستم<br />
حالا این را با صدای بلند فریاد می زنم&#8230;&#8230;.<br />
و تو گریه می کنی و می گوئی<br />
&#8220;چرا این را زودتر نگفتی؟!&#8221;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: علی صالحی</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-296</link>
		<dc:creator>علی صالحی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Dec 2007 07:54:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-296</guid>
		<description>درسته همونجور که از نوشته مشخصه، توی هر سه اپیزود این زنه که همیشه ضربه میخوره، ولی قصدم تحریک یا خاموشی احساسات زن سالارانه یا مردسالارانه نیست
گاهی از بالاتر به قضیه نگاه کنید لطفا
از خیلی خیلی بالاتر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درسته همونجور که از نوشته مشخصه، توی هر سه اپیزود این زنه که همیشه ضربه میخوره، ولی قصدم تحریک یا خاموشی احساسات زن سالارانه یا مردسالارانه نیست<br />
گاهی از بالاتر به قضیه نگاه کنید لطفا<br />
از خیلی خیلی بالاتر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: faraz&#38;forod</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-295</link>
		<dc:creator>faraz&#38;forod</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Dec 2007 07:20:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-295</guid>
		<description>هميشه اين مردهان كه در حق خانمها ظلم ميكنن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هميشه اين مردهان كه در حق خانمها ظلم ميكنن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: faraz&#38;forod</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-294</link>
		<dc:creator>faraz&#38;forod</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Dec 2007 07:20:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-294</guid>
		<description>من اول</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من اول</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: علی صالحی</title>
		<link>http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-293</link>
		<dc:creator>علی صالحی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Dec 2007 04:45:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://alisalehi.wordpress.com/2007/12/11/%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%8a%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87/#comment-293</guid>
		<description>بهترین نظر برای نوشته قبلی 
رضا  
تحمل…حتی نبودن…ندیدن…نبوسیدن…همه اش تحمل
پلنگ باید یاد بگیره…
یاد نگیره همه اش عذاب میکشه.
ولی باید ماه هم یاد بگیره که چطور، چی ، کجا و چرا و …
پلنگ ، پنجه هاي مهتابيش رو پاک هم بکنه اشکالی نداره. تنها راهش بوده …
ماه ، گونه ي خراشيده شده اش رو پاك هم بكنه ، اشكالي نداره . تنها راهش بوده …</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بهترین نظر برای نوشته قبلی<br />
رضا<br />
تحمل…حتی نبودن…ندیدن…نبوسیدن…همه اش تحمل<br />
پلنگ باید یاد بگیره…<br />
یاد نگیره همه اش عذاب میکشه.<br />
ولی باید ماه هم یاد بگیره که چطور، چی ، کجا و چرا و …<br />
پلنگ ، پنجه هاي مهتابيش رو پاک هم بکنه اشکالی نداره. تنها راهش بوده …<br />
ماه ، گونه ي خراشيده شده اش رو پاك هم بكنه ، اشكالي نداره . تنها راهش بوده …</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
