با راز کهنه از را رسیدم
حرفی نروندم حرفی نروندی
اشکی فشوندم اشکی فشوندی
لبامُ بستم از چشام خوندی
شعرها از احمد شاملو
طرح از خودم
بهترین نظر برای توشته قبلی ستایش توي سياهي چه فرقي ميكنه باز باشه يا بسته ؟
خودم میگم -ولی فرق میکنه، باز یا بسته بودن چشمها رو میگم-
Comment by alisalehi — January 21, 2008 @ 3:28 pm
و شاید بیشترین سرود و بلندترین فریاد بوسه باشد… بوسه ای برای کاهش فاصله دو چشم برای خواندن ناگفته های درون هم !
Comment by شاهین — January 21, 2008 @ 8:53 pm
من اشتباهی اومدم تو این سایت ببخشید…(زیر 18 سالم) D:
Comment by تیستو سبز انگشتی — January 22, 2008 @ 7:25 am
کهنگی راز حرف نگفته لبهای بسته چشم های خسته من منتظر فقط یه بوسه چشمام رو بستم اشکم ندیدی منو تو روندی
Comment by رها — January 22, 2008 @ 9:44 am
روزي که هر لب ترانه ايست تا کمترين سرود بوسه باشد . و قلب براي زندگي بس است
Comment by ستايش — January 22, 2008 @ 2:38 pm
Name
E-mail (will not be published)
Website
Comment
Notify me of follow-up comments via email.
About author
The author does not say much about himself
Search
Navigation
Categories:
Links:
Archives:
Feeds
بهترین نظر برای توشته قبلی
ستایش
توي سياهي چه فرقي ميكنه باز باشه يا بسته ؟
خودم میگم
-ولی فرق میکنه، باز یا بسته بودن چشمها رو میگم-
Comment by alisalehi — January 21, 2008 @ 3:28 pm
و شاید بیشترین سرود و بلندترین فریاد بوسه باشد…
بوسه ای برای کاهش فاصله دو چشم برای خواندن ناگفته های درون هم !
Comment by شاهین — January 21, 2008 @ 8:53 pm
من اشتباهی اومدم تو این سایت ببخشید…(زیر 18 سالم) D:
Comment by تیستو سبز انگشتی — January 22, 2008 @ 7:25 am
کهنگی راز
حرف نگفته
لبهای بسته
چشم های خسته
من منتظر
فقط یه بوسه
چشمام رو بستم
اشکم ندیدی
منو تو روندی
Comment by رها — January 22, 2008 @ 9:44 am
روزي که هر لب ترانه ايست
تا کمترين سرود بوسه باشد
.
و قلب براي زندگي بس است
Comment by ستايش — January 22, 2008 @ 2:38 pm