برف ها به هر حال آب میشن
توی دستات اگه بخوای نگهشون داری ، زودتر ….
قدّ آغوشِ منی ، نه زیادی ، نه کمی
با تنِت برهنگیم رو بپوشون

روبرویم ، هیچ دری هم که گشوده نشود هیچگاه
آغوشِ همیشه بازِ تو را که دارم

پارو ندارم ، بادبان و ناخدا ندارم ، مرغ دریایی ندارم ، دریا ندارم
رویا دارم ، رویا ، رویا ، رویا دارم ….
بباران ! من لنگرها را میکشم …

این تویی
من ؛ اون زیر ، دارم خیس نمیشم …