DNA

چشم های وَق زده ی مگس در دو موقعیت

چشم هایِ وَق زده ی لَزِجِ مگس، چِندِش آوره ولی این بار که یکیشون رو توی

تار عنکبوت، گرفتار دیدین، خوب توی چشماش نگاه کنین …

زیبایی شناسانه نیست، نه ! 

ولی دیگه چِندِش آور هم نیست … 


Posted in Uncategorized

رسیدنِ رویاها

در را قفل نکن. پنجره ها را نبند. چراغ خواب کوچکی را روشن

بگذار. لباس راحت بپوش. برای تختت کمربند ایمنی بگذار. بالش

و روانداز بر ندار.برنامه های تلویزیون را زودتر رها کن. شام کمتر

بخور. سبک باش.

قلبت را دمِ دست بگذار. عقلت را گُم و گورکُن.

آرام چشم هایت را ببند و بخواب.

رویاها فرا می رسند. چه نزدیکِ نزدیک، چه دوردست ترین ها. 

پرواز خوبی خواهی داشت… 

 


Posted in Uncategorized

نوشته ی پشت کامیونی

دل دادم بری باهاش حال کنی

نری باهاش جیگرکی باز کنی ؟!


Posted in Uncategorized

دلتنگی برای تیک تاکِ دریچه هایِ قلبِ تو

… تیک تاک … تیک تاک … تیک تاک …تیک تاک …

ابری انگار مونده توی گلوم و …

دلم واسه فقط یکبار شنیدنِ اون صدای تیک تاک تنگ شده …

دریچه هایِ پلاتینیِ قلبت، دوازده ساله که بیصداست …

 


Posted in Uncategorized

خیلی زیاد، خیلی کم

یه چشم به هم زدن، خیلی زیاده برای یه زندگی ، …. برای با هم بودن خیلی کمه ، خیلی کم  


Posted in Uncategorized
« Previous Page